تبليغاتX
آرتا
يادداشت‌هاي يك خبرنگار
 

در شرايطي كه حدود يك سال به زمان برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري اسلامي ايران زمان باقي است احزاب، گروه‌ها و رسانه هاي دوم خردادي به طور گسترده گمانه زني‌هاي خود را پيرامون كانديداهاي احتمالي جريان‌هاي سياسي كشور آغاز كرده‌اند اين در حالي است كه سران حزب مشاركت و سازمان مجاهدين در انتخابات‌هاي اخير بدون در نظر گرفتن حجم وسيع روزنامه‌ها و سايت‌هاي پشتيبان گروه‌هاي دوم خردادي، همواره اعلام مي‌نمودند كه در مقايسه با اصولگرايان، تريبون‌هايي فراگير براي اعلام برنامه ‌ها و مواضع خود به مردم ندارند.
چنانچه در يك حساب سرانگشتي مشخص مي‌شود كه دو سوم مطبوعات و سايت‌هاي خبري در انحصار گروههاي دوم خردادي قرار دارد و از اين روي ابراز نگراني آنان از اين مسئله را مي شود يك نوع حربه و ترفند تبليغاتي و مظلوم نمايي در راستاي جلب آرا عمومي قلمداد كرد.
آنچه كه در اين گفتار نگارنده بدنبال طرح و بررسي آن است اين كه گروههاي سياسي دوم خردادي چرا و با چه هدفي همواره سعي بر اين دارند فضاي كشور را زودهنگام و به اصطلاح خودشان، انتخاباتي كرده و از آن طريق بحث‌هاي درون گروهي را به رسانه‌ها بكشانند؟
 
1- دوم خردادي‌ها كه يد طولايي در شعار توسعه سياسي و اقتصادي دارند اين بار نيز بدنبال آن هستند كه پيش‌هنگام، اصولگرايان را به زعم خودشان درگير مباحث انتخابات كنند تا بتوانند خلاء ناشي از خدمت به مردم را به عنوان ضعف جدي جريان اصولگرا به جامعه القاء كرده و به اصطلاح در دقيقه 90، پيروز رقابت باشند.

2- دوم خردادي‌ها سرمست از برخي تحليل‌هاي سطحي بر اين باورند، حال كه در دهه سوم انقلاب اسلامي به يكباره و خلاف سنت گذشته، رئيس مجلس شوراي (حداد عادل) مجدداً به اين سمت انتخاب نشد، اكنون زمان آن است كه با گمانه زني‌هاي انحرافي با هدف از ميدان به در كردن رئيس جمهور (احمدي نژاد) و يكي از كانديداهاي جدي انتخابات دهم رياست جمهوري اين گونه وانمود كرد كه جناحين سياسي كشور در يك قرارداد نانوشته به دنبال معرفي يك چهره ميانه‌رو براي رياست جمهوري آينده هستند؛در حالي كه همين گرو‌هها به خوبي به اختلاف بنيادين و ديدگاههاي جناحين در مسايل گوناگون واقف هستند.
 
3- طيفي از سران دوم خردادي در تحليل‌هاي خود از انتخابات آتي رياست جمهوري معتقدند با آن كه طبق سنت رياست مجلس شوراي اسلامي، اين بار حداد عادل به رياست مجلس انتخاب نشد اما اين مسئله نبايد ما را از اين موضوع غافل كند كه جنس انتخابات رياست جمهوري با مجلس به عنوان (قدرت متمركز و متكثر) و از جهت نوع برخورد مردم با آن كاملاً متفاوت است؛ بنابراين سفرهاي استاني و برخي برنامه‌هاي موفق دولت نهم و شخص احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور (پاك دست و مردمي) احتمال بالاي انتخاب مجدد او را دور از ذهن نمي‌نماياند پس بايد كاري كرد كه در يك سال باقي مانده از دولت نهم، زمينه را براي طرح انحرافي نام كانديداهاي جديد و با هدف كاستن از قدرت و نفوذ شخص احمدي نژاد پيش برد.

4- دوم خردادي‌ها با درك اين واقعيت كه اصولگرايان طي چند سال اخير با وحدت و انسجام توانسته‌اند در انتخابات مجلس خبرگان، شوراهاي اسلامي، مجلس شوراي اسلامي و رياست جمهوري توفيق خدمت را به مردم كسب كنند مي‌بايست از روش‌هاي مختلف، قدرت و توان آنان را تقليل داد كه يكي از اين روش‌ها القاي عدم وحدت جريان اصولگرا بر سر يك كانديدا با استفاده از طرح زود هنگام انتخابات و خدشه دار نمودن وحدت اين جريان مي‌باشد.
 
5- و شايد گروههاي دوم خردادي به اين دليل و به سياق انتخاب‌هاي گذشته زنگ انتخابات‌ را زودتر از موعد مقرر و قانوني به صدا در آورده‌اند كه مي‌خواهند با اين تاكتيك، واهمه و ترس شكست مجدد در انتخابات دهم رياست جمهوري را با روشهايي هر چند تكراري به سمت و سوي ديگري كشانده و سرانجام نتيجه انتخابات را زير سئوال ببرند.

 

+ نوشته شده در  87/04/21ساعت 14:50  توسط یاشار  |