
به ياد دارم كه بسياري از به اصطلاح تحليلگران پر مدعاي داخلي و خارجي قبل از انتخابات نهم رياست جمهوري پيش بيني مي كردند كه در انتخابات وقت، از ميان هاشمي رفسنجاني و لاريجاني يكي حتماً رئيس جمهور خواهد بود.بنده يكي از آنهايي بودم كه هميشه به ديده تمسخر به اين قبيل تحليل هاي آبكي مي نگريستم و حسرت آن را مي خوردم كه چرا اين روشنفكرنماها مانند دوره مشروطيت نمي خواهند با واقعيات جامعه كنار بيايند.البته آنها مي دانستند و اكنون هم مي دانند كه اين احمدي نژاد است كه در انتخابات نهم و دهم رياست جمهوري رقيبي ندارد اما باز هم اين سئوال براي من بي پاسخ مانده است كه چگونه حتي برخي دوستان اصولگراي ما با جريان رقيب و همنوا با آمريكا طرح دولت به اصطلاح وحدت ملي را پيگيري مي كنند و مي خواهند در لواي اين طرح كذايي چشمان خود را بر واقعيات جامعه ببندند و اين گونه وانمود كنند كه مردم قرار نيست بار ديگر احمدي نژاد را براي تداوم خدمت به انقلاب اسلامي به رياست جمهوري برگزينند!؟
من كه نه ادعايي در عالم سياست دارم كه بخواهم در مورد آينده انتخابات رياست جمهوري پيشداوري كنم و نه حاضر مي شوم كه حيثيت خودم را به خاطر برخي مصلحت انديشي ها بر واقعيات جامعه بپوشانم، افتخار آن را دارم كه يك دانشجوي حقيقت طلب و روزنامه نگار هستم اعتبارم را از اعتماد افكار عمومي گرفته ام و از اين جهت نمي توانم همانند سياست بازان از خدا بي خبر بگويم كه مثلاً در انتخابات دهم رياست جمهوري فلاني رئيس جمهور مي شود يا نمي شود؛با شناختي كه به پشتوانه فعاليت رسانه اي و ارتباط با افكار عمومي دارم يقين دارم كه فرداي ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ تيتر نوشته حاضر را بسياري از روزنامه ها چاپ خواهند كرد. من بي دليل اين پيش بيني را نمي كنم قبل از انتخابات نهم رياست جمهوري هم گفته بودم كه احمدي نژاد رئيس جمهور خواهد بود؛از خداوند مي خواهم به آنهايي كه با نظر من موافق نيستند تا روز بعد از برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري صبر عطا كند...